Custom Search
Sort by:
Relevance
Relevance
Date
Web
 
 
 

اتحادیه صنایع چوب و درودگران آباده

ورود کاربر

تبلیغات در سایت اتحادیه درودگران

 

اعضا محترم جهت هماهنگی و تبلیغ در سایت به ساختمان مجمع امور صنفی شهرستان اباده و دبیر اتحادیه مراجعه فرمایید

آگهی فراخوان ثبت نام از داوطلبان عضویت در هیات مدیره و بازرسان اتحادیه صنف درودگران وصنایع چوب شهرستان آباده98..99

لذا از کلیه اعضای محترم اتحادیه صنف درودگران و صنایع چوب دعوت بعمل می آید در صورت تمایل به داوطلبی عضویت در هیات مدیره و یا بازرس جهت ثبت نام در تاریخ تعیین شده با مراجعه به سامانه ایرانیان اصناف به نشانی http://election.iranianasnaf.ir نسبت به تکمیل پرسشنامه و بارگذاری تصاویر شناسنامه، کارت ملی، مدرک تحصیلی و عکس پرسنلی خود اقدام و اصل تصاویر مدارک مذکور را به همراه سه قطعه عکس پرسنلی ۴*۳ به دفتر هیات اجرایی انتخابات به نشانی آباده خ اصناف یا، اداره صنعت، معدن و تجارت، واحد امور اصناف ارائه فرمایند.

شایان ذکر است داوطلبان میتوانند شخصاً با در دست داشتن مدارک یاد شده ضمن مراجعه به دفتر هیات اجرایی برگزاری انتخابات نسبت به ثبت نام اینترنتی خود اقدام نمایند.

شرایط داوطلبان عضویت در هیات مدیره اتحادیه عبارتست از :

تابعیت جمهوری اسلامی ایران
اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران
نداشتن سوء پیشینه کیفری موثر
عدم ممنوعیت تصرف در اموال، مانندحجر، ورشکستگی و افلاس
عدم اعتیاد به مواد مخدر
عدم اشتهار به فساد
داشتن حداقل مدرک تحصیلی دیپلم برای افراد فاقد سابقه عضویت در هیات مدیره
حداکثر سن در زمان ثبت نام هفتاد و پنج سال
داشتن پروانه کسب معتبر دائم
داشتن وثاقت و امانت

هیات اجرایی برگزاری انتخابات اتحادیه های صنفی شهرستان آباده

تاريخچه اصناف در ايران و ساير کشورها

وجود اصناف در طول تاريخ، منحصر به ايران نبوده و در تمامي نقاط دنيا وجود داشته و حتي در برخي از کشورها در ايجاد يا سقوط حکومتها نيز نقش قابل توجهي داشته اند. در اين راستا به مختصري از تاريخچه اصناف در ساير کشورها اشاره مي شود.
در قرون وسطي وظيفه اصلي مجموعه اصناف در اروپاي غربي شامل نظارت محلي بر حرفه يا کسب و کار از طريق تعيين موازين مرغوبيت و قيمت کالا، حمايت از کسب و کار در مقابل رقابت و تعدي،‌و برقرار کردن مقام اجتماعي اعضاي صنف مي شد. در ادوار گوناگون تشکيلاتي نظير بازرگانان و ارباب حرف و صنايع در بسياري از نواحي وجود داشته است. اصناف سوداگر يوناني در دوره هلنيستي و زمان روميان، داراي اهميت فراوان بودند، اتحاديه هاي صنفي در اين کشور به دليل تحريف قدرت در دست امپراطوران روم، به آلت اجراي مقاصد دولتي تبديل شده بودند. اين جوامع صنفي در امپراطوري روم شرقي و در بعضي از شهرهاي ايتاليا (مخصوصاً‌ در راونا) حداقل تا پايان قرن دهم ميلادي باقي مي ماندند، ولي تأثير آنها در پيدايش صنف هاي اروپاي قرون وسطي مشخص نيست.
برخي از محققين،‌مجموعه اصناف اروپاي قرون وسطي را ناشي از تشکيلات قبيله اي قديم ژرمنها يا از گروههاي مذهبي شمرده اند. در هر حال، بازرگانان در آغاز قرن يازدهم ميلادي «اصناف تجارتي» را بوجود آوردند. هدف آنهاحمايت از تجارت در مقابل خطرات حکومتهاي دوره فئوداليته بود. با توسعه تجارت از طريق درياي مديترانه اصناف و بازرگانان قدرت فراواني کسب کردند، و بعضي از تجار ايتاليائي مانند «جنووا» و «فلورانس»،‌بر حکومتهاي محلي استيلا يافتند. در انگلستان و برخي شهرهاي آلمان نيز بسياري از اصناف و بازرگانان در توسعه شهرها قدرت زيادي را اعمال کردند. از اين پس جنبه محلي بازرگاني بيش از گذشته کاهش يافت، و اصناف شهرهاي مختلف براي توسعه و حمايت از دادو ستد، با يکديگر متحد مي شدند که نمونه بارز آن، اتحاديه «هانسائي» در اروپاي شمالي است.

ارباب حرف و صنايع،‌دست کمي از بازرگانان نداشتند. اصناف حرفه اي در قرن دوازدهم ميلادي با توسعه شهرها، به سرعت پيش رفتند، و از حيث قدرت همپايه بازرگانان و گاه جايگزين آنان شدند. بطور کلي، اعضاي هر صنف را استادکاران، شاگردان و کارآموخته ها تشکيل مي دادند. استادکاران، صاحبان کارگاهها بودند که به شاگردان کار مي آموختند و کارآموخته ها کساني بودند که دوره شاگردي را تمام کرده بودند، ولي نمي توانستند به مقام استادکاري برسند (زيرا عده استادکاران محدود بود) چنانچه در ابتدا گفته شد، هر صنف موازين مربوط به خود را مقرر مي کرد، اما پس از رشد ملل اروپاي غربي، اصناف در امور مذکور تابع قوانين ملي يا سلطنتي شدند. رابطه مجموعه اصناف با فرمانروايان دروه فئوداليته در ظاهر مبتني بر همکاري بود، اما در عمل، اصناف مقتدر، با تهديد يا تطميع، از دخالت اشراف يا سلاطين در امور خود جلوگيري مي کردند.

گاهي نيز اصناف (مانند نساج در فلاندر) شورشهاي ضد حکام فئودال را رهبري مي کردند. مجموعه اصناف در شهرهاي صنعتي، مي کوشيدند تا بر حکومت بلدي استيلا يابند. اصناف شهر لندن در اداره شهر، قدرت بسيار داشتند. در قرون 15 و 16 ميلادي، قدرت ملتها و اقتدار سلاطين افزون گشت، و در بعضي موارد پادشاهان از قدرت اصناف کاستند، و آنها را به اطاعت در آوردند. بهبود وسايل و امکانات ارتباطي، توسعه تجارت، و بالاخره ظهور و سرمايه داري و مقاطعه کاري به نظام صنفي خاتمه داد. اصناف کوشيدند که انحصارات خود را حفظ کرده، و با هر تغييري مخالفت ورزند. روند نظام صنفي با مرور زمان سخت و پيچيده شده و گرايش به موروثي کردن عضويت، بروز يافت. در نتيجه، تجارت و صنعت جديد،‌به دست سرمايه داران افتاد که مي توانستند خود را با مقتضيات عصر جديد، وفق دهند. قدرت مجموعه اصناف از آغاز قرن 17 ميلادي در انگلستان رو به زوال گذاشت. جوامع صنفي فرانسه تا قرن 18 ميلادي رونق داشتند تا آنکه انقلاب کبير فرانسه، بساط آنها را برچيد(1791). سازمانهاي اصناف آلماني به تدريج در قرن 19 ميلادي از بين رفتند. سازمان اصناف ايتاليا نيز در همين قرن برافتادند. در اروپاي شرقي سازمانهاي اصناف متعدد،‌در شهرهائي که مرکز داد و ستد بود تأسيس شد و قدرت برخي از آنها (خاصه در نووگو رودوکراکو) مدتها برقرار ماند. در هند نيز تشکيلات صنفي پيش از دوره امپراطوري سلسله ماوريا، توسعه فراوان يافته بود، و پس از استيلاي انگلستان نيز مدتها دوام يافت. بدين گونه مي توان گفت که تشکيلات صنفي در هند حدود 2000 سال سابقه دارد. در ژاپن، تشکيلات اصناف با مخالفت فرمانروايان قرون وسطائي مواجه بودند، و در اصلاحات ميجي (1868) بطور کامل از بين رفتند. جوامع اصناف در چين از زمانهاي بسيار قديم سابقه داشتند، و حتي در قرن 20 ميلادي گروههاي با نفوذ و با قدرتي بوده اند.

در آسيا نيز، اتحاديه هاي صنفي، بازرگانان و ارباب حرف و صنايع همانند اتحاديه هاي صنفي اروپا بوده است.

سازمان هاي صنفي قبل از انقلاب اسلامي

يکي از ويژگيهاي اساسي بازارها تا قرن اخير، تشکل بازاريان در انجمنهاي صنفي، يعني «اصناف» بوده است. اين انجمنها اصولاً به صاحبان حرفه ها تشکل مي بخشيدند و داراي وظايف اجتماعي وسيعي بودند، ابتداي پيدايش اصناف اسلامي به قرن سوم هجري مي رسد که دوره شکوفائي تمدن اسلامي و رونق تجارت و شهرنشيني بود. در اين قرن بود که تشکل افرازمندان و صنعتگران براساس حرفه ها و پيشه ها بوجود آمد،‌رشد و توسعه کامل شهرها در دو قرن پنجم و ششم هجري، فعاليتهاي اصناف را توسعه فراوان بخشيد برخي از خاورشناسان شوروي، مبدأ پيدايش انجمنهاي صنفي در شهرهاي ايراني را، دوره ساسانيان مي دانند.

برخي ديگر از خاورشناسان، منشأ انجمنهاي صنفي اسلامي را در خرقه هاي درويشان و صوفيان و يا صنفهاي غازيان جستجو مي کنند مثلاً ماسينيون بر آن است که تاريخ اصناف با جنبش کرامتيه ارتباط نزديک دارد. اين جنبش يک شورش بزرگ اجتماعي و سياسي و مذهبي بود که جهان اسلام را از قرن سوم تا ششم فراگرفت. کرامتيان يک اجتماع بزرگ ماسوني پديد آوردند که در ميان بازرگانان و پيشه وران گسترش يافت و موجب پيدايش،‌پرورش و گسترش سازمانهاي صنفي شد. اما ثبات اين ارتباط کار دشواري است. کلودکائن که در زمينه اصناف اسلامي پژوهشهاي با ارزشي کرده است،‌ضمن آنکه وجود نوعي سازمانهاي صنفي را در سده چهارم و پنجم تائيد مي کند، مي گويد: «نمي توان با دقت تاريخ رشد و تکامل آنها را تعيين کرد و رابطه آنها را با اسماعيليه و انجمنهاي فتوت با اطمينان کامل تائيد نمود.» وي همچنين مي افزايد: «استدلال ماسينيون در مورد وجود پيوندميان فتوت و اصناف خيلي کلي و مبهم است.» در اخوان الصفا که چند بخش آن به کارهاي دستي و حرفه اي اختصاص دارد. و نيز در ساير منابع اشاره هائي شده است مبني بر اينکه نمايندگان اسماعيليه مي کوشيدند فتوت و اصناف را به يکديگر پيوند دهند. ولي علاقه اسماعيليه به حرفه ها و اصناف به صورت محدود و نظري باقي ماند. ريچارد فراي نيز در اين ارتباط مي گويد: «به هر حال ارتباط دادن مستقيم صنفها با غازيان يا با صوفيه يا فرق دراويش تنها جنبه نظري مي تواند داشته باشد، زيرا درباره آنها اطلاعات کافي نداريم. مع هذا حقيقت آن است که جمعيتها يا گروههائي از مردم شهرنشين سرزمينهاي شرقي جهان اسلام، به علت اشتراک منافع گرد هم آمده بودند،‌بعضي از صنفها احتمالاً از ابتدا صبغه مذهبي داشتند. همچنانکه در ميان اعضاء بعضي از سازمانهاي اخوت صوفيه، افرادي از طبقات مختلف وجود داشت. البته مشهورترين پيشه وري که در عين حال غازي بود، يعقوب ليث مؤسس سلسله صفاريان است و مي توان پذيرفت که نظاير اين قبيل افراد کم نبوده اند. در بعضي مآخذ، سازمان غازيان را اهل «فتوت» خوانده اند و تعجب آور نيست مجاهديني که داوطلبانه به جنگ کفار مي رفتند قواعد و رفتاري زاهدانه يا زندگي صوفي منشانه را پذيرفته باشند و اين قواعد بعدها رسميت سازماني يافته باشد. مي توان حدس زد که بعد از خاتمه جهادها در آسياي مرکزي، اين قبيل سازمانها هر چند به طريقي ديگر هم چنان در شهرها نضج گرفت شايد همين امر رشته هاي پيوندي ميان غازيان و صاحبان حرف را ايجاد کرده باشد.»

به هر حال،‌منشأ انجمنهاي صنفي هر چه باشد، در سده هاي چهارم و پنجم بر شمار اين انجمنها افزوده شد و پيشه وران هر حرفه براي خود صنف جداگانه اي پديد آوردند. چنانکه ابن بطوطه در سده هشتم درباره اصناف اصفهاني مي گويد: “هر دسته از پيشه وران اصفهان، رئيس و پيشکسوتي براي خود انتخاب مي کند که او را «کلو» مي نامند.“

مسئله اساسي در شناخت پايگاه اجتماعي و سياسي و اقتصادي انجمنهاي صنفي، موقعيت آنها در برابر انجمنهاي صنفي شهرهاي اروپائي است که «گيلد» ناميده شده اند. گيلدهاي اروپاي غربي نوعاً‌ انجمنهائي اختياري و خودمختار بوده اند. اين انجمنها ابتدا به عنوان انجمنهاي برادري که رنگ و بوي ديني داشت، تشکيل شدند و بعدها به صورت انجمنهائي براي دفاع از منافع اقتصادي درآمدند. گيلدهاي غربي با قانوني کردن منافع صنفي و يا با مبارزات سياسي و اقتصادي دعاوي خويش را تأمين و تثبيت مي نمودند تا بتوانند در برابر زورگويي و فشارهاي خارجي ايستادگي کنند. گيلدها به عنوان انجمنهاي صنفي در قلمرو فعاليتهاي خود، خودمختار و مسئول بودند. آنها مي توانستند اعضاي گيلد را تعيين کنند، رهبران خود را برگزينند و اموال مشترک و جمعي انجمن را اداره کنند.

اما انجمنهاي صنفي در امپراتوري روم شرقي وضع ديگري داشتند، و با گيلدهاي غربي تقاوت داشتند. انجمنهاي صنفي اين امپراتوري را نيروي دولت مرکزي، سازمان داده بودند، نه اراده و اختيار اعضاي آنها،‌مقصود از ايجاد آنها نيز انجام وظايف اقتصادي و مالي به سود دولت بود. از اينرو، در قلمرو فعاليتهاي خود امتيازها و انحصارهائي داشتند. با اين همه، گيلدهاي روم شرقي خودمختار نبودند و دارائي و خزانه مشترک نداشتند و مديران آنها برگزيده اعضاء بشمار نمي آمدند. نه تنها مديران گيلدها از خارج گمارده مي شدند، بلکه قوانين و مقررات مربوط به آنها نيز از خارج به آنها تحميل مي شد. هرچند که چنين وضعي مانع همبستگي دروني انجمنها نمي شد ولي نظارت کسبه و پيشه وران را بر امور اقتصادي از ميان مي برد.

چنانکه “آيرالاپيدوس“ به درستي بيان کرده است، در معناي محدود و مشخص و دقيق کلام، همانند گيلدهاي اروپائي و روم شرقي در بازارهاي کشورهاي مسلمان يافته نشده است. کسبه و پيشه وران در روزگار مملوکان، همچون گيلدهاي روم شرقي تحت سلطه شديد و نظارت سازمانهاي غيرصنفي قرار داشتند و فعاليتهاي آنان، در محدوده سياسي و اقتصادي و مالي و اخلاقي معيني قرار داشت. اما لازمه تفتيش و نظارت سازمانهاي دولتي بر امور انجمنهاي صنفي، ادغام انجمنها در سازمانهاي دولتي نبود در شهرهاي اسلامي نظارت اصلي بر کسبه و پيشه وران بعهده محتسب يا مفتش بود.

در دوره صفويه به علت رونق اقتصادي کشور و رشد شهرنشيني، بر شمار اصناف و ميزان کار و کوشش آنها افزوده شد. در اين دوره نيز اصناف زير نظر دستگاه حکومت شهر از استقلال کامل بي بهره بودند. انجمنهاي صنفي زير نظر دستگاه حکومتي شهر بودند. داروغه از نظر انتظامي و امور جزائي با کمک عسسها، بازارها را تحت نظارت داشت. محتسب بر جزئيات فعاليتهاي اصناف از لحاظ کيفيت کار و اوزان و مقياسات و تنظيم فهرست قيمتهاي جاري، نظارت مي کرد و خلافکاران را به شديدترين وجهي کيفر مي داد، و کلانتر شهر نيز که به ظاهر بايد از اصناف حمايت کند عملاً مهمترين وظيفه اش سهميه بندي مالياتها بود و در واقع واسطه اي ميان دستگاه مالياتي و پيشه وران شهري بود.

هر صنف متشکل از مجموعه استادان صنف بود که با کمک کارگران و شاگردان فعاليت مي کردند. استادان هر صنف معمولاً از ميان خود،‌يکي از افراد مورد اعتماد را که حداقل دو سوم استادان صنف به او رأي تمايل مي دادند، نامزد ريش سفيدي يا کدخدائي صنف مي کردند و آن را به شهادت نقيب الملک،‌که سرپرستي کدخدايان اصناف و محلات نيابت کلانتر شهر را داشت، مي رساندند و آنگاه آن را براي صدور حکم و به کلانتر شهر معرفي مي کردند. ميرزا رفيعا در دستور الملوک خود در اينباره مي گويد:

«رضا نامچه تعيين استادان اصناف و کدخدايان محلات که موافق دستور، منوط به رضاي چهاردانگ از هر صنف يا سکنه محله مي باشد، به اعتراف جماعت مزبور، نقيب شهادت مي نويسد، و بعد از آن کلانتر تعليقه مي دهد.» ميرزا رفيعا در شرح وظايف کلانتر اصفهان مي گويد: «کدخدايان محلات و استادان اصناف بر نصب او منصوب و به عزل او معزول مي باشند و احدي رامدخليتي نيست.»

انجمنهاي صنفي از نظر دستگاه حکومت،‌وسيله مناسبي بودند تا سازمان گردآوري ماليات و بيگاري بتواند با پيشه وران شهري، به طور دسته جمعي روبر شود و به آساني وظيفه اش را انجام دهد. چنانکه سلسله مراتب مذکور که از کلانتر آغاز و از طريق نقيب الملک و ريش سفيدان يا کدخدايان اصناف به استادان صنف منتهي مي شد.

در برخي از شهرها،‌همه اصناف را در يک سازمان واحد متشکل مي کردند،‌مانند اصناف شهر نخجوان در اواخر سده دوازدهم و اوايل سده سيزدهم هجري قمري، در اين صورت همه اصناف يک رئيس داشتند،‌ولي هر صنفي مراسم و جشنهاي خود را جداگانه اجرا مي کرد. اوايل سده گذشته در شهرهاي آذربايجان شمالي (قفقاز) رياست اصناف شهر با يک نقيب يا اوستا باشي بود. شغل وي که رهبري روحاني اصناف را داشت،‌انتخابي بود. وظايف وي شامل: نظارت بر رفتار اعضاء،‌اجراي وظايف قضائي، رسيدگي به امور شاگردان و گماردن آنها به مقام استادي، بررسي شعائر صنفي ، تعيين ماليات صنف و توزيع آن با نظر کدخداي صنف ميان پيشه وران،‌توزيع کالاها ميان پيشه وران، تعيين قيمتها و تنظيم روابط هر صنف با اصناف همسايه بود. وظيفه اساسي ريش سفيدان نظارت بر آموزش استادان به شاگردان، گردآوري مالياتها، واسطه شدن ميان بازرگانان و پيشه وران بود.

انجمن صنفي،‌در واقع ،‌مجموعه اي از استادان هر صنف بود که پرداخت کننده ماليات و عوارض بودند. هر استاد مي توانست به ميل خود شاگرداني داشته باشد. هر استاد در ايروان، به طور متوسط يک شاگر داشت و در اوايل قرن نوزدهم، 722 استاد و 667 شاگرد در آن شهر اشتغال داشتند. سن ورود به شاگردي معمولاً از 12 سالگي بود و 10 سال طول مي کشيد تا شاگرد به مقام استادي برسد. استادان، امور ديني و رموز حرفه اي را به شاگردان خود آموزش مي دادند، شاگرد از استاد خود حقوقي دريافت نمي کرد ولي به همراه غذا و لباس، شاگردانه مي گرفت و هنگام ارتقاء به مقام استادي، کمربند مخصوصي با تصويب کلانتر دريافت مي کرد. در مواردي نيز اصناف، کارگر روزمزد استخدام مي کردند. برخي از پيشه وران کارگر روزمزد مي گرفتند و برخي ديگر هم کارگر روزمزد و هم شاگرد داشتند.

به نظر “کوزنتسوا“ اصناف در اين دوره يک سازمان مالي و اداري بودند که در داخل نظام حکومتي قرار داشتند. در نتيجه، وظايف اصلي انجمنهاي صنفي از اين قرار بود:

نخست، وظيفه جمعي گردآوري ماليات، دوم وظيفه جمعي تثبيت قيمتها، سوم وظيفه قضائي. بدين معني که دادگاه عالي صنفي مرکب بود از نقيب و ريش سفيدان صنف که به اختلافات جزئي اصناف رسيدگي مي کردند. اصناف و پيشه وران معمولاً به دادگاه مظالم و دادگاه شرع، که براي آنان گران تمام مي شد، مراجعه نمي کردند و دادگاه صنفي را که مجاني بود ترجيح مي دادند.

اينک مي توانيم تفاوتهاي اساسي “گيلد“هاي غربي را با سازمانهاي اصناف شرقي به اختصار بيان کنيم: نخست اينکه، وظايف و کارکردهاي اختصاصي سازمانهاي اصناف شرقي از گيلدها وسيعتر بود. دوم، قدرت اقتصادي گيلدها و قدرت نظارت آنها بر امور حرفه اي، به مراتب بيش از اصناف بود. سوم، گيلدها معمولاً شامل افزارمندان و بازرگانان بود،‌در حالي که اصناف شرقي از يک سو جدا از تجار بود و از سوي ديگر حرفه هاي متعددي را در بر مي گرفت. چهارم،‌رؤساي اصناف به نمايندگي از طرف حکومت شهري وظايف اداري و مالي داشتند و مباشر مالي حاکم شهر بودند،‌حال آنکه رؤساي گيلدها داراي چنين وظايفي نبودند. پنجم، رؤساي گيلدها را رسماً حاکم شهر منصوب مي کرد. بدين ترتيب رؤسا يا کدخدايان اصناف در برابر حاکم شهر مسئول وصول ماليات و اداره امور صنف خود بودند. ششم،‌جنبشهاي آزاديخواهانه سياسي و مذهبي در سده هاي پنجم و ششم هجري، در اجتماعات شهري سبب شد که اصناف اسلامي داراي چنين زمينه هائي نبودند. هفتم،‌اصناف شرقي هم از نظر شکل شهر و قرار داشتن بازارها در جوار مسجد جامع و مساجد نزديک داشتند،‌در حالي که گيلدها چنين نبودند. هشتم، گيلدهاي غربي در شهرهاي خودمختار،‌فعاليت مي کردند و در آن نظام ميان صنعت و بازرگاني از يک سو و کشاورزي از سوي ديگر، جدائي اساسي وجود داشت. بدين ترتيب که فئودالها در دژها مي زيستند و پيشه وران و بازرگانان در شهرها. از اين رو شهر و روستا کاملاً از يکديگر جدا بود. حال آنکه در شهرهاي شرق ميانه، عاملان حکومت و زمين داران جملگي در شهر مي زيستند و در نتيجه محله هاي شهر و اصناف شهري همراه با اجتماعات روستائي زير سلطه آنان قرار داشت.

اين امر از يک سو مانع آزادي و خودمختاري و از سوي ديگر مانع ايجاد تضاد ميان شالوده هاي توليد شهري و روستائي مي شد، تضادي که در مغرب زمين از عوامل مؤثر پيدايش نظام سرمايه داري بود.

هیات مدیره اتحادیه درودگران

رئيس

عباسعلی تشکر

 

نایب رئیس اول

محمد صادق بخشی

 

نایب رئیس دوم

مجتبی خالو احمدی

 

دبیر

میثاق صمیمی

 

خزانه دار

داود مصلحی

بازرس

ماشااله عزیزیان

 

 

 

 

ارسال انتقادات و پیشنهادات به سامانه

30006308400400